حسنعلى خان افشار

18

سفرنامه لرستان و خوزستان ( فارسى )

است براى توجيه آنچه كه بازگو مىكنند : به پاى سخن هر پيرى كه بنشينى چون سخن او به سرآيد اگر چرايى رويدادها را بپرسى بىدرنگ چنين پاسخ مىدهد « . . . خب شاه مرد بود . . . » . « شاه مرد » بارها و به شمار پادشاهان در تاريخ ايران روى داده است . از جمله در فاصله ميان سال‌هاى 1264 ق . / 1226 ش . - 1268 ق . / 1230 ش . ، روزگار مرگ محمد شاه قاجار و بر تخت نشستن ناصر الدين شاه ، كه اينك بس گذرا بدان مىپردازيم . ايران در روزگار شاه مرد سرانجام اردوكشى نافرجام به هرات براى دولت و پادشاه ايران بن‌بستى فراهم آورد كه زمينه‌ساز بسيارى از رخدادهاى پس از خود گرديد . حاج‌ميرزا آقاسى براى رهايى از آن بحران دست به تلاش‌هايى زد ولى نه‌تنها سودمند نيفتاد ، بلكه اوضاع را نيز آشفته‌تر ساخت « 1 » . بيمارى پادشاه روزبه‌روز بالا مىگرفت و سامان كشور را تهديد مىكرد ، چنان‌كه هر روز مىگذشت ، رشته كارها از هم گسيخته‌تر مىشد . اين بيمارى صدر اعظم را بر آن داشت تا پادشاه را به عمارت محمديه در شمال تهران بفرستد و خود در عباسيه به امور مملكت بپردازد . ازاين‌رو در ادارهء حكومت دوگانگى پديد آمد . افزون بر اين دو مركز قدرت ، دو مركز ديگر نيز بودند كه در روند رويدادهاى آن روز دست داشتند : يكى ملكهء سياستمدار و پرنفوذ ايران ، « مهدعليا و ستركبرى » ، بود كه دور از همسر بيمار خويش در كاخ نياوران به چگونگى بر تخت نشاندن فرزندش مىانديشيد ؛ و ديگرى ، اميران پرنفوذ و اشراف كهنه‌كار دربار قاجار بودند كه در شهر نشسته ، براى مرگ پادشاه روزشمارى مىكردند . حاج ميرزا آقاسى ، صدر اعظم ايران ، ملايى از درس خواندگان نجف بود كه به كمك

--> ( 1 ) . از چشمگيرترين تلاش‌هاى او ، طرح نافرجام اردوكشى به عثمانى در زير پوشش سفر شاه به اصفهان و رد پيشنهاد دولت عثمانى مبنى بر پرداخت غرامت حمله به خرمشهر را مىتوان نام برد . نك : مشيرالدوله ، ميرزا جعفرخان ؛ رسالهء سرحديه ، ص ص 34 - 40 ؛ سپهر ، محمد تقى ، ناسخ التواريخ ، ج 2 ، ص ص 99 - 100 .